در خلوت من نگاه سبزت جاریست
این قسمت بی تو بودنم اجباریست
افسوس نمیشود کنارت باشم
بی تو هر ثانیه و لحظه ی من تکراریست


اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم
اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم
ای کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم
و غنچه بسته لبانت را بگشايم
اي کاش مي توانستم پرنده باشم و تا دور دست ها
به کنار تو پرواز مي کردم
اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم
.jpg)

سلام اين دفعه مي خوام يه مطلب كاملامتفاوت رو به نامزدم تقديم كنم .
اميدوارم به دردش بخوره :
نامزد كارمند و دوست داشتني من ، مطلب زير رو به دقت بخون عزيزم
چة كنيم تا لباسهايي كه لكه جوهر خودكار و روان نويس را به خود
گرفته اند پاك شوند ؟
۱- لكه خودكار روي پارچه را با ماليدن پنبه آغشته به الكل يا
اسفنجي كه به شير آلوده كرده ايد؛از بين ببريد.
میتونی ازشیر ویا دوغ استفاده کنی .وپارچه جوهری رو کامل
تا جایی که تمام لکه توی شیر باشه بزاری و
بعد از اینکه جوهر جذب شیر شد جای اون رو با آب وتاید بشوری
۲- يا ماست روی لکه بريزي و با قاشق اون رو محکم از روی پارچه جمع كني.
مثل وقتی که با قاشق مایعی را از روی فرش جمع می کنید.
ماست بالافاصله آبی می شد. ماستهای آبی شده را با قاشق جمع كن
و دوباره ماست تازه بريز
.
اونقدر این کار رو تکرار كن که تمام جوهر با ماست ها جمع بشه .
ولی لکش خیلی کم باقی مي مونه.
توی یه تشت روش پودر ماشین آنزیم دار بريز( و آّب) 24 ساعت بزار بمونه.
بعد از 24 ساعت هیچ اثری از لک جوهر نيست.![]()
۳- محل لکه را در مخلوطی از سرکه سفید والکل قرار دهید
تا مرکب در آن حل شود بعد با آب سرد آن را شستشو دهید.
۴- براي پاک کردن لکه جوهر خودکار يا خودنويس از شير استفاده کنيد.
قسمت جوهري شده لباس را حدود پنج دقيقه داخل شير قرار داده و
سپس آن را با آب معمولي بشوييد.اثر لکه جوهر کاملاً از بين خواهد رفت.
براي اين منظور مي توان از شير ترش شده و يا دوغ نيز استفاده کرد.
گاه براي برطرف شدن کامل اثر لکه، بايد اين کار چندين بار تکرار شود.
۵- لک مرکب و جوهر :
به لک مرطوب مرکب لباس میتوان یکی از مواد آرد گندم ،
نمک گچ ، پودر تالک افزود تا مرکب اضافی جذب آن شده و
مانع از پخش مرکب به سایر قسمتهاشود .
پس از رنگی شدن ماده جاذب آن را پاک کرده و
از ماده جدید استفاده میکنند تاآنکه لک جوهر کاملا خشک شود .
سپس قسمت لک را وارد خمیری که با یکی از مواد فوق
ساخته اند کرده و دوباره عمل را تکرار میکنند.
روش دیگر آن است که قسمت لک رابرای یک یا دو روز
داخل شیر خیس میکنند و در صورت لزوم شیر را عوض میکنند
تا لک کاملا از بین برود . شیر پاستوریزه برای این کار رضایت
بخش نخواهد بود زیرا شیرقبلا نباید گرم شده باشد .
برای پارچه های قابل شستشو شستن توسط صابون و
اتوکشیدن رضایت بخش خواهد بود .
نحوه پاك كردن چند تا لكه ديگه هم مي زارم
شايد به دردت بخوره :
لک قیر :
قیر به راحتی در حلالهای نفتی و تترا کلرید کربن حل میشود
از این رو میتوان باشستشوی لباس توسط این مواد لک قیر را برطرف کرد.
لک زنگ آهن :
منطقه لک شده پارچه را بر روی ظرف آبی که در حال جوشیدن است
قرار داده سپس یک لیمو را فشرده و آب آن را بر قسمت لک میریزند .
پس از چند دقیقه آن را شسته و عمل را تکرار کنید .
روش دیگر آن است که برروی لک نمک مرطوب شده با آب لیمو ریخته
و آن را در معرض نور خورشید قرار میدهند
درصورت لزوم آب لیموی بیشتری به آن می افزایند .
لکه واکس کفش
اگر بر اثر بي احتياطي مقداري واکس روي فرش يا لباستان ماليد ،
مي توانيد ابتدا پنبه اي را خيس کنيد و روي آن بکشيد.
سپس روي پنبه مقداي مايع ظرفشويي بريزيد و بر روي لکه بکشيد .
بعد از اين کار پنبه را آغشته به آب خالص کنيد و
دوباره روي لکه بکشيد تا لکه کاملاً از بين برود.
اگر با اين کار لکه از بين نرفت ، مقداري الکل بر روي دستمال ريخته
و بر روي لکه بکشيد، تا کاملاً تميز شود.
اگر لباس قابل شستشو باشد، بعد از زدودن لکه،
لباس را با پودر لباسشويي و آب نيم گرم کاملاً بشوييد.
نحوه پاک کردن لکه گل و لاي بر روي لباس
کافي است يک عدد سيب زميني را با چاقو به دو نيم کنيد
و بر روي لکه بماليد، سپس لباس را در آب سرد بخيسانيد و
طبق معمول با مواد شوينده شست و شو دهيد. در صورتي
که لکه همچنان پايدار ماند، دستمال را به الکل آغشته کنيد
و بر روي لکه بماليد.
كوچولوي من اينقدر لباساتو كثيف نكن
چه قشنگ و دلنشين ترنم عشق ما
چه دلپذير هوايي كه ما با هم از او تنفس مي كنيم .
خالق دوباره من ، هميشه با من باش ...
حال من دست خودم نيست
ديگه آروم نمي گيرم
دلم از کسي گرفته
که ميخوام براش بميرم
باز سرنوشت و انتهاي آشنايي
باز لحظه هاي غم انگيز جدايي
باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسيدن
پاي دنياي تو موندم
مثل عاشق هاي عالم
تا منو ببخشي آخر
تا دلت بسوزه کم کم
مثل آينه روبرومه
حس با تو بودن من
دارم از دست تو ميرم
عاشقي کن منو نشکن
منو نشکن ...
باز سرنوشت و انتهاي آشنايي
باز لحظه هاي غم انگيز جدايي
باز لحظه هاي ناگزير دل بريدن
بازم آخر راه و حس تلخ نرسيدن


اولين ...
بار ...
توي جاده ...
دو ديونه ..........
تورا صدا می زنم در پس کوچه های زندگی
نگاهی می کنی رو به سمت پژواک و .....
این گونه ابدیت آغاز می شود ....؟!

" عاشق شدن بر من گناه است "

یکی کمک کنه به این آشفته بازار دلم ...
كنار هر قطره اشكم هزار خاطره دفنه
اينقدر خاطره داريم كه گويي قد يك قرنه
گلو مي سوزه از عشقت ،عشقي كه مثل زهره
ولي بي عشق تو هر دم خنده با لبهاي من قهره
درسته با مني اما به اين بودن نيازارم
تو كه حتي با چشماتم نمي گي ” آه دوست دارم “
اگه گفتي دوست دارم فقط بازي لبهات بود
وگرنه رنگ خودخواهي نشسته توي چشمات بود

هرچي عشقه توي دنيا من مي خواستم ماله ما شه
اما تو هيچ وقت نذاشتي بينمون غصه نباشه
فكر مي كردم با يه بوسه ،با تو هموخونه مي مونم
نمي دونستم نمي شه ، آخه بي تو نمي تونم
گله مي كنم من از تو ، از تو كه اين همه بي رحمي
هزار بار مردم از عشقت ، تو كه هيچ وقت نمي فهمي
چشام همزاد اشك و خون ،دلم همسايه آه
زمونه گرگ و عشق تو شبيه مكر روباهه
شدم چوپان ساده لوح كنار گله احساس
چه رسمي داره اين گله سر چنگال گرگ دعواست
تو اينقدر خواستني هستي كه اين گله نمي فهمه
اگه لبخند به لب داري دلت از سنگ و بي رحمه
ببخش خوبم اگه اين عشق ، حيله تو را رو كرد
نفرين به دل ساده كه به چنگال تو خو كرد ....


من زنده بودمـ اما:انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها،تنها بجرم این که ـ
اوسر سپرده می خواست ،من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید ،من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد
وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
اینچنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
این همه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت :
حلقه خوشبختی است ,حلقه زندگی است
همه گفتند مبارک باشد
دخترک گفت: دریغا که مرا
باز درمعنی آن شک باشد
سالهارفت و شبی
زنی افسرد نظرکردبرآن حلقه زر
دیددرنقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته , هدر
زن پریشان شد ونالید که وای
وای , این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
فروغ

......

اي كاش زودتر از خواب بيدار شوم .

حالا كه عاشق شدم دلم مي خواد بميرم ......

كه قلب مرا به آتش كشيده است ؟؟؟؟؟؟

روز اول يه تيكه ياقوت قشنگ و درشت بودم كه مورد ستايش قرار
مي گرفت
به خاطر صداقتم و مهربونيم
اما كم كم و به صورت مداوم شكسته شدم ،خودم ، غرورم ...
خورد شدم ، شكستم ، له شدم .
اونقدر به دفعات مكرر شكوندنم
كه ديگه تكه هاي وجودم از شدت كوچكي جايي براي شكست دوباره نداشت
و ديگه نمي تونست به قطعه كوچكتري تقسيم بشه .
حالا شدم هزار تيكه ....
هزار تيكه اي كه هر قسمتش از شدت تيزي ياد گرفته و مي تونه كه بشكونه .....
اما دلش نمياد بلايي كه سرش اومده رو سر كسي بياره .
آخه متاسفانه دلم هنوز صادق و مهربونه ....




